صادق صبا مدیر بی بی سی شهرام همایون را تهدید به افشاگری کرد

صادق صبا مدیر بی بی سی شهرام همایون را تهدید به افشاگری کرد

صادق صبا: پیشنهاد می کنم دست از طرح اینگونه ادعاهای پوچ و دروغین برداشته و از رسانه بی بی سی و کسانی که آنها را مورد هجمه قرار داده عذر خواهی کنید در غیر این صورت مجبور می شوم...

رسانه ای شدن انتقادهای تند شهرام همایون، مدیر شبکه سلطنت طلب "کانال یک" از شبکه بی بی سی، که  با اشاره به  رسوایی های  جنسی حاکم بر این شبکه، در وبلاگ خود نوشته بود: "پرونده بی بی سی فارسی برای همگان مشخص است. شبکه ای که در آن دختران ایرانی طعمه هوسرانی صادق صبا می شوند و ...." واکنش مدیر بی بی سی فارسی را به همراه داشت.

به گزارش بالاترین؛ صادق صبا مدیر شبکه بی بی سی فارسی که خود متهم به تجاوز به "پونه قدوسی" از مجریان زن بی بی سی است، در واکنش به اظهارات شهرام همایون در مطلبی با عنوان "پاسخی به برخی ادعاهای پوچ" در وبلاگ سردبیران بی بی سی فارسی نوشت: «به تازگی ادعاهای پوچ و دروغینی علیه شبکه بی بی سی و برخی از کارشناسان و مسئولین این شبکه از جمله بنده مطرح شده که جای تعجب دارد.»

وی در ادامه بدون اشاره به رسوایی اخیر این شبکه که با علنی شدن تجاوزات "جیمی ساویل"از مجریان برجسته شبکه جهانی بی بی سی که بیش از چهار دهه به عنوان ستاره شبکه دولتی انگلیس شناخته می شد مدعی شد: «طرح اینگونه ادعاهای دروغین از ابتدای تاسیس این رسانه وجود داشته و بحث تازه ای نیست.»

اعتراف به بهایی شدن عوامل بی بی سی

مدیر شبکه بی بی سی در بخشی از دفاعیات خود با اشاره به انتقادهایی که به "بهایی شدن" برخی از عوامل این شبکه صورت گرفته می نویسد: «اینجا بر خلاف ایران، دنیای اطلاعات آزاد است. به همین دلیل اکثر ایرانی ها وقتی از فضای بسته ایران خارج می شوند با فضای تازه ای روبرو می شوند و همین امر باعث می شود در عقاید و اطلاعات خود تجدید نظر کنند و این نه تنها منفی نیست که بسیار خوب است.»

بی بی سی با افراد غیر حرفه ای کار نمی کند

صادق صبا در ادامه با اشاره به این بخش از اظهارات شهرام همایون که گفته بود "در طول سال های سال کار در عرصه سیاست از شبکه ها و گروه های مختلف درخواست همکاری داشتم که بی بی سی و صدای آمریکا و امثال آن کمترینش بوده اند، اما قبول نکردم." می نویسد: « اگر شما کمترین دقتی در ادعاها و صحبت هایی که علیه رسانه بی بی سی و برخی کارشناسان آن شده بکنید متوجه شخصی بودن آن می شوید. این ادعاها ناشی از آن است که رسانه بی بی سی به دلیل حرفه ای بودنش همیشه به دنبال افراد متخصص و کارشناسان حرفه ای بوده است به همین دلیل از هر شخصی برای حضور در شبکه اش دعوت به عمل نیاورده است. طبیعی است این به مذاق برخی ها خوش نمی آید و ناراحت هستند که چرا برخی دوستان و نزدیکان آنها به این رسانه دعوت شده و به اصطلاح سر آنها بی کلاه مانده است.»

شما به فکر جیب خود هستید

وی در ادامه دفاعیات خود می نویسد: «اگر ما و بی بی سی فارسی با سلطنت طلب ها، شهبانو فرح پهلوی و فرزند شاهنشاه آریا مهر، رضا پهلوی مشکل داشتیم هیچ گاه از آنها برای حضور در این رسانه دعوت به عمل نمی آوردیم و از طرفی شاهزاده رضا پهلوی و شهبانو فرح پهلوی اگر به بی بی سی اعتقادی نداشتند، درخواست ما برای قبول مصاحبه را هرگز نمی پذیرفتند. نمی دانم چرا برخی کاسه داغ تر از آش می شوند.»

مدیر شبکه بی بی سی تاکید کرد: «هدف این افراد از اینگونه مخالفت ها و ادعاها این است که با قرار دادن خود در مقابل بی بی سی بزرگ شوند. برای این افراد همین که برخی آنها را حریف رسانه بزرگی مانند بی بی سی ببینند برایشان کافی است تا بتوانند عده ای را گمراه کرده و جیب خود را پر کنند.»

عذر خواهی نکنید افشا می کنم

صادق صبا در ادامه با تهدید "شهرام همایون" به افشاگری  علیه وی آورده است: در آخر به مدیریت این شبکه لس آنجلسی پیشنهاد می کنم دست از طرح اینگونه ادعاهای پوچ و دروغین برداشته و از رسانه بی بی سی و کسانی که آنها را مورد هجمه قرار داده عذر خواهی کنید در غیر این صورت مجبور می شوم پرونده بایگانی شده و خاک خورده اش  را در زمینه کلاهبرداری های "رادیو پدر"، "جنبش ماهستیم" و ... دوباره به جریان بیاندازم و از این طریق البته اعاده حیثیت کنم.

فکر می کنم در صورت افشای این پرونده ها افراد زیادی که از این شخص و همکاران به اصطلاح حق به جانبش شکایت داشته و دارند بتوانند حقوق پایمال شده خود را در طول این سال ها بازپس گیرند.»





شهرام همایون: صادق صبا و مسعود بهنود فاحشه فکری هستند.

این روزها شاهد افزایش تنش بین شبکه کانال یک و بی بی سی فارسی هستیم.

       

چندی پیش شهرام همایون در وب رسمی اش صادق صبا مدیری بخش فارسی بی بی سی را مورد خطاب قرار داده و گفت:

«شبکه ای که در آن دختران ایرانی طعمه هوسرانی صادق صبا می شوند آیا جایگاهی برای سردادن آزادی انسانهاست؟»

با گذشت چند روز از این ماجرا طرفداران شبکه بی بی سی هجمه وسیعی را به این شبکه و شهرام همایون در فضای اینترنت و فیس بوک داشتند که موجب واکنش شهرام همایون به این جریان شد. شهرام همایون در پاسخ به حملات شدید طرفداران شبکه بی بی سی نوشت:

«چندی است من و خانواده "ما هستیم"، آماج حملات و توهین های بعضی از هموطنان قرار گرفته ایم. هم وطنانی که از قضا طرفداران شبکه بی بی سی هستند. من از بسیاری از آنها گله ای ندارم چون از حقایق و واقعیت های موجود در دنیای امروز بی اطلاعند. مگر من چه گناهی مرتکب شده ام؟

بارها با افتخار گفته ام "من یک تاجر هستم". اما تاجری که شرافتم را نمی فروشم. برای به دست آوردن لقمه ای نان، چوب حراج به شرف، ناموس  و گذشته افتخار آمیز خود و نیاکانم نمی زنم.

من هم می توانستم برای اینکه تبدیل به تحلیلگری بین المللی شوم به آن حراجکده های شرف و ناموس بروم. اما نرفتم چون فاحشه فکری نیستم.

من مسلمان زاده ایرانیم و از گفتن آن باکی ندارم. در حدود 30 سال مبارزه نیز لحظه ای دست از عقاید و تفکراتم بر نداشتم. من برای مبارزه با جمهوری اسلامی و رسیدن به لِفت و لِیس خود،  عقایدم را مبادله نمی کنم.»

او در ادامه به صادق صبا و مسعود بهنود اشاره کرده و گفت: «به نظر من افرادی مثل "صادق صبا" و "مسعود بهنود" که برای به دست آوردن مناصبی در بی بی سی فارسی، دست از عقاید خود بر داشتند و بهائی شدند، نان به نرخ روز خور هستند.

        

اشتباه نیاندیشید من مشکلی با بهایی ها ندارم. حرف من چیز دیگری است.

به نظر من امثال صادق صبا و مسعود بهنود بهایی هم نشدند بلکه برای حفظ جایگاه و سمت خود دست به این اقدام زده اند.  خدا می داند که فردا به چه کیشی در بیایند.

یاران عزیز، من از این فاحشه های فکری گله ای ندارم، مخاطب من شما هستید. شمائی که آینده سازان این مرز و بوم پر گهر هستید.

بیائید نگذاریم بار دیگر تاریخ تکرار شود و آینده کشورمان را نان به نرخ روزخورهای وابسته به دولت فخیمه انگلستان رقم بزنند.»

طرح این گونه مسائل از طرف شهرام همایون در زمانی اتفاق می افتد که اپوزیسیون خارج نشین در پی به اصطلاح اتحاد و تشکیل شورای ملی به رهبری رضا پهلوی هستند.

دعوای شبکه های لس آنجلسی و لندنی چندی است که در حال اوج گرفتن است و روز به روز از اختلافات و  دشمنی های این شبکه ها با یکدیگر پرده برداشته می شود.

شهرام همایون: کسانی که BBC و VOA نگاه می کنند خائن هستند

شهرام همایون مدیر شبکه کانال یک در وب شخصی خود در پاسخ به سئوال طرفدارانش که پرسیده بودند چرا برای رساندن پیام های خود از رسانه های فراگیرتری مانند بی بی سی استفاده نمی کنید؟ پاسخ داده بود که:

«در طول سال های سال کار در عرصه سیاست از شبکه ها و گروه های مختلف درخواست همکاری داشتم که بی بی سی و صدای آمریکا و امثال آن کمترینش بوده اند. اما به دلیل مختلف قبول نکردم زیرا:

اولا: شبکه کانال یک بسیار قدرتمند تر، مهم تر، پر طرفدار و قابل اعتماد تر از بی بی سی و امثال آن بوده و هست. 

امروز که من در کنار ملت ایران هستم برای اولین با خانواده ای تشکیل داده ام که در طول تاریخ نظیر نداشته است. و این در کارنامه ملت ایران ثبت است.

دوم: می توانم به جرات بگویم در طول تاریخ فعالیت رسانه ای که داشتم هیچ نقطه سیاهی (از مسائل مالی گرفته تا مشکلات اخلاقی و جنسی) در کارنامه من و شبکه ام وجود ندارد. در حالی که پرونده بی بی سی فارسی و صدای آمریکا برای همگان مشخص است.

شبکه ای که در آن دختران ایرانی طعمه هوسرانی صادق صبا می شوند آیا جایگاهی برای سردادن آزادی انسانهاست؟

آیا یک ایرانی وطن پرست می تواند بپذیرد در شبکه ای کار کند که دختر پاک ایرانی "الهام ستاکی" را که مورد تجاوز قرار گرفته، طرد و به مجری تجاوزگر "مهدی فلاحتی" پست بالاتر می دهند؟

به نظر من کسانی که به این شبکه نگاه می کنند درخیانت های این شبکه سهیم اند.

در آخر باید بگویم از اینکه بعضی از دوستان خوبم مانند علی رضا نوری زاده و مسعود بهنود به این شبکه می روند واقعا متاسفم. و فکر می کنم آنها نیز باید در انتخابشان تجدید نظر کنند. البته من فقط مسئول گفته ها و عملکرد خودم هستم و دیگران باید در مورد عملکرد خود پاسخگو باشند.»

 

اختلاف سلطنت طلب ها با بی بی سی سالیان سال است که وجود دارد اما اینکه مدیر یک شبکه در این سطح به خود اجازه داده تا اینگونه جسورانه در مورد مدیریت شبکه بی بی سی و صدای آمریکا صحبت کند جای تعجب دارد.

شهرام همایون مدیر شبکه کانال یک بارها و بارها شبکه بی بی سی و صدای آمریکا را مورد انتقاد خود قرار داده و آنها را به چالش کشیده است. شبکه های فوق نیز هیچ گونه عکس العملی در مقابل این صحبت ها نداشته است.

اما احتمال هایی که در پی این جریان به ذهن می رسد به شرح زیر است:

اول: بحث تجاوزی که شهرام همایون در وب شخصی اش به اصطلاح پرده از آن برداشته است مسئله ای است که تاریخ مصرفش گذشته است و برای مخاطبان تکرار شده است. و شهرام همایون با مطرح کردن اینگونه صحبت ها سعی می کند از قافله خبری و اطلاع رسانی جا نمانده و خود را مانند سابق یک ژورنالیست معرفی نماید.

دوم: بعد از افشای فساد اخلاقی در بی بی سی، مسئولان این شبکه برای جلوگیری از کاهش بیش از پیش مخاطبان خود، به شکل های مختلف سعی کردند ذهن مخاطب را به مسائل حاشیه ای معطوف کنند. شهرام همایون که از سلطنت طلبان قدیمی و پا به کار خاندان پهلوی بوده و هست سعی کرده با طرح تجاوز صادق صبا به دختران ایرانی،  مانع این حرکت بی بی سی شود. این کار نوعی رقابت به شمار می رود. در واقع شهرام همایون مدیریت شبکه کانال یک که همیشه شبکه خود را رقیب جدی برای شبکه بی بی سی دانسته است سعی می کند از هر فرصتی استفاده کرده تا مخاطبان این شبکه را کاهش داده و آنها را دیدن شبکه خود دعوت کند.

شاهد بر این مدعا صحبت شهرام همایون است که گفته: «به نظر من کسانی که به این شبکه نگاه می کنند درخیانت های این شبکه سهیم اند.»

سوم: چندی پیش صادق صبا مدیر بخش فارسی بی بی سی در پروژه حساب شده از فرح پهلوی کلاهبرداری کرده و مبلغ هنگفتی را از وی بالا کشید. شهرام همایون نیز که از وابستگان و طرفداران خاندان پهلوی است سعی کرده است به نوعی انتقام فرح پهلوی را از صادق صبا بگیرد به همین دلیل دقیقا موقعی که کمیته تحقیق از بی بی سی قرار است به بخش فارسی این شبکه سری بزند، شهرام همایون پرونده تجاوز صادق صبا به دختران ایران را دوباره باز کرده است و  ذهن کمیته تحقیق و بررسی را به آن معطوف کرده است تا شاید بتواند از این طریق ضربه ای که صادق صبا به سلطنت طلب ها و فرح پهلوی زده است را جبران کند.

چهارم: مدتی است که طرفداران و مخاطبان شهرام همایون و کانال یک به او فشار آورده اند که بهتر است مطالب و انتقادهای خود را در رسانه قویتر و مهمتری مطرح نمایی. از طرفی شبکه هایی مانند بی بی سی فارسی و صدای آمریکا هیچ گاه از شهرام همایون برای همکاری دعوت به عمل نیاورده اند. به همین دلیل شهرام همایون تنها راه پاسخ گویی به مخاطبان را در این دیده که به نوعی آنها را بپیچاند. او با طرح فحشا در بی بی سی و صدای آمریکا هم کلاس این دو شبکه را پایین آورده هم شبکه کانال یک را که رقیب جدی برای این شبکه ها معرفی کرده تقویت نموده و هم اینکه خود را از اینکه به این شبکه ها بپیوندد مبرا دانسته است. در واقع این حرکت شهرام همایون یک تیر و چند نشان است.

پنجم: شهرام همایون بارها و بارها خود را یک تاجر معرفی نموده است. او در برنامه های مختلف اقرار نموده است که خیلی از افراد در ایران و خارج از ایران در حال تجارت هستند و من هم یک تاجرم منتهی تجارت من را از طریق تلویزیون است. عملکرد او نیز بارها و بارها این را ثابت کرده است. او اولین شخصی است که پرچم، لباس، سکه، کتاب، فرش، تابلو، مجسمه، خودکار، کلاه و .... را به بهانه های سیاسی در شبکه اش به معرض فروش گذاشته است.

 در فعالیت های سیاسی نیز او بارها و بارها با احزاب و گروه های دوست و حامی خود به هم زده و با گروه ها و احزابی که دشمنی دیرینه داشته اند رابطه دوستی برقرار نموده است. نمونه آن دوستی و ارتباط با سازمان مجاهدین خلقی که سالیان سال اولین خاکریز مبارزه علیه این حزب را شبکه کانال یک و شهرام همایون بر عهده داشت. دلیل این زد و بندها نیز چیزی جز پول و تجارت نبوده است.

به همین دلیل این احتمال می رود که شهرام همایون با طرح این مسائل آن هم در این برهه خاص و حساس خواسته تا از این شبکه ها حق السکوت بگیرد. این صحبت ها زمانی قریب به ذهن می شود که شهرام همایون چندی پیش با دشمن دیرین خود مجاهدین آشتی کرده و اعلام کرد او به همراه شاهزاده با تشکیل جلسات مختلف با مسئولین آمریکایی موجب خروج این سازمان از لیست تروریست ها شده اند.

 

ششم: شهرام همایون نشان داده موج سوار خوبی است به همین دلیل هر از گاهی با درست کردن موج،  فرق نمی کند سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی و .... باشد بر آن سوار شده و ماهی خود را از آب می گیرد. او در طول سال های گذشته با طرح مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی توانسته است کار خود را پیش ببرد. در همین راستا طرح اینگونه مسائل برای ایجاد موج جدید امر دور از ذهنی نیست. او در حال حاضر چند وقتی است که پرچم مخالفت با بی بی سی و صدای آمریکا را برداشته و از این راه بازار خود را داغ کرده تا محصولات خود را به فروش برساند.

استعفای مدیر شبکه رها یا....؟

چندی پیش شبکه تازه تاسیس رها به مدیریت آقای علی اصغر رمضانپور گزارشی را در مورد شبکه من و تو تهیه و پخش کرد.

بنده نیز در این زمینه مطلبی را خدمت شما عزیران ارائه دادم.

هنوز چند هفته از انتشار این گزارش در شبکه رها و فضای اینترنت نگذشته بود که مدیریت این شبکه استعفا داد و این شبکه به صورت موقتی تعطیل شد.

اگر چه به ظاهر جریان، شکل استعفا داشته و علت آن نیز اختلاف بین مدیریت و هیئت امنا شبکه عنوان شده است اما احتمال ها و زمزمه های دیگری در این زمینه به گوش می رسد.

1. احتمال اول: اینکه بعد از تهیه و پخش گزارشی در مورد سال روز تاسیس شبکه من و تو، فشارها علیه این مدیریت شروع شد. سرمایه گذار اصلی این شبکه تازه تاسیس (اقای جهانشاهی) رابطه دیرین و صمیمی با مدیریت شبکه من و تو (کیوانی عباسی) داشت. از طرفی پخش گزارش تخریبی علیه شبکه من و تو، بدون هماهنگی با آقای جهانشاهی صورت گرفته بود که موجب ناراحتی وی گردید. اختلاف به وجود آمده بین آقای علی اصغر رمضانپور و جهانشاهی منجر به استعفای وی شد. 

2. احتمال دوم: طبق گفته سعید کریمیان کلیه برنامه هایی که از انگلیس پخش می شود توسط مسئولین انگلیسی رصد و مانیتور می شود و از آن جایی که شبکه بی بی سی و شعبه فرهنگی آن یعنی شبکه من و تو از خط قرمز های خاصی برخوردار هستند هر گونه انتقاد و یا تخریب این شبکه ها برخورد جدی مستقیم یا غیر مستقیم مسئولان مربوطه را در پی خواهد داشت. به همین دلیل و به دستور مسئولین انگلیسی بعد از پخش گزارش یاد شده در مورد شبکه من و تو این شبکه تازه تاسیس (رها) به دستور مسئولین انگلیسی به مدت یک هفته قطع شد تا به گزارش مورد نظر و البته شکایت شبکه من و تو رسیدگی شده و تصمیم لازم اتخاذ گردد. بعد از گذشت یک هفته با استعفای اقای علی اصغر رمضانپور، و پرداخت جریمه نقدی، پخش مجدد تلویزیون از سر گرفته شد.

3.  احتمال سوم: مدیریت شبکه بعد از گذشت چند ماه، با تشکیل باند فامیلی برخی از خویشاوندان نزدیک به خود را با عناوین استفاده از چهره های ناشناخته در این شبکه مشغول به کار کرد. این کار البته زیر نظر آقای «احمد رافت» صورت پذیرفت و وی در جریان کامل این اتفاق ها بود. حتی آقای «احمد رافت» کلاس هایی را نیز برای مجریان و دست اندر کاران آماتور برگزار نمود.

در در کنار این جریان آقای رمضانپور در نامه ای درخواست کرد دستمزد کارمندان به دوبرابر افزایش یابد که البته با مخالفت آقای جهانشاهی و خوانساری مواجه شد. همه اینها یک طرف اما ناکارآمد بودن کادر جدید و عدم توانایی کافی برای اجرای برنامه همچنین تهیه گزارش های غیر حرفه ای و ... موجب شد تا هیئت امنای شبکه مسئله را مورد بررسی قرار داده و با مدیریت شبکه برخورد نمایند. نتیجه آن ایجاد اختلاف بین مدیریت شبکه با هیئت امنا شبکه شد. این اختلاف تا آنجا پیش رفت که منجر به استعفای آقای علی اصغر رمضانپور گردید. از طرفی  نزدیکان و اطرافیان علی اصغر رمضانپور نیز در حمایت از مدیریت شبکه بر آمده و در یک روز همگی شبکه را ترک کرده و به دستور علی اصغر رمضانپور درب ها استودیو را نیز قفل نمودند.از آنجایی آقای جهانشاهی و خوانساری توانایی تهیه استودیو و تجهیزات آن را در مدت زمان کوتاه نداشتند مجبور شدند تا حدی با علی اصغر رمضانپور کنار بیایند. شرط آقای رمضانپور نیز دوبرابر شدن حقوق کارمندان (در واقع اقوام و نزدیکان خود) بود. علی اصغر رمضان پور در این زمینه می گوید: «کل شرکتی که تمامی فعالیت‌های حقوقی تلویزیون رها را انجام می‌دهد، یعنی شرکت «رسانه هنر شرق»، شرکت من است و بر اساس قوانین انگلستان به افرادی که کار می‌کنند و هم‌چنین به تلویزیون متعهد است. بر اساس این قوانین نمی‌توانم کسانی را که کارکنان من هستند در موقعیتی بگمارم که از نظر حرفه‌ای با آن از نظر کاری جدا شدم. یعنی نمی‌توانم گروهی که تحت اختیار من هستند و من باید پاسخ‌گوی رفتار آن‌ها باشم در فضایی قرار بدهم که نمی‌دانم موقعیتش به چه شکلی است.»

4.  احتمال چهارم: علی اصغر رمضانپور مهره جدید و نفوذی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران است که توانسته در زمان مناسب ضربه دیگری بر پیکر زخمی اپوزیسیون وارد نماید. زخمی که قبلا آقای مدحی به اپوزیسیون وارد کرده بود.

          

علی اصغر رمضانپور در ابتدای امر رضایت خود را برای همکاری با آقای جهانشاهی و خوانساری ابراز می نماید اما بعد از گذشت مدتی با بهانه جویی های مختلف از زیر بار مسئولیت شانه خانی کرده و دست آنها را به اصطلاح در حنا باقی می گذارد. سناریویی که موجب می شود آقای جهانشاهی و خوانساری نه راه پیش داشته باشند و نه راه پس.

این شد که شبکه تازه تاسیس رها هنوز جان نگرفته به صورت موقتی تعطیل و عمده مخاطب خود را از دست داد.

شما چه فکر می کنید؟