تأسیس شبکه «من‌و‌تو» (manoto) در سال 2010 با بودجه‌ای هنگفت، ابهامات بسیاری را در مورد منابع تأمین مالی این سازمان تلویزیونی برانگیخت.

پنهان‌کاری دائمی مدیریت من و تو و گریز از شفافیت مالی در طول مدت فعالیت نیز ابهامات موجود را دوچندان کرد.

 البته رفتهرفته جهت‌گیری‌های خاص من و تو و پخش برنامه های هدف‌دار -از رپرتاژآگهی برای رژیم صهیونیستی گرفته تا مستندهای سریالی در حمایت از دودمان منحوس پهلوی- سبب شد ناظران و مخاطبان به غیرمستقل بودن این تلویزیون و ارتباط ارگانیک آن با دولت انگلستان پی ببرند.

در همین راستا، سازمان تلویزیونی من‌و‌تو درست یک هفته پس از قدردانی تل‌اویو از این شبکه، به صورت رسمی اعلام کرد که به یک ساختمان دولتی در انگلستان نقل مکان می‌کند.

این شبکه 21 اکتبر خبر داد که دیگر زمان خداحافظی با "CapitalStudios" (ساختمان قبلی تلویزیون من و تو در لندن) فرا رسیده است.

نکته قابل توجه -که در اطلاعیه خود شبکه هم بر آن تأکید شده- اینکه ساختمان جدید، یکی از ساختمانها و استودیوهای معروف انگلستان است که از آن برای ساخت سریال و فیلم‌های هالیوودی در این کشور بهره‌برداری می‌شده است.

 

جالب آن‌که جابجایی مذکور درست یک هفته پس از مصاحبه دست‌اندرکاران مستند «انقلاب57» (پخش شده از شبکه منوتو) با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" (HA,ARETZ) اعلام شد.

این روزنامه اسرائیلی در 14 اکتبر طی گزارشی با تیتر «تلویزیون من‌و‌تو، سفیر صلح خاورمیانه» خروجی این تلویزیون لندنی را رضایتمند و موفقیت‌آمیز توصیف کرده بود.

خرسندی صهیونیست‌ها از عملکرد این تلویزیون ضدانقلاب، بلافاصله رژیم سلطنتی انگلستان را بر آن داشت تا مجموعه سازمانی "Wimbledon" در لندن را به‌عنوان دستخوش در اختیار گردانندگان منوتو قرار دهد.

بر پایه تحقیقات جام نیوز، بخشی از مجموعه یادشده متعلق به کانال 5 تلویزیون انگلستان می‌باشد و قسمتی از آن نیز به پلیس این کشور تعلق دارد!

 

اطلاعات مربوط به ساختمان استودیوی ویمبلدون در لندن

 

 

یادآور می‌شویم که روزنامه اسرائیلی هاآرتص در گزارش خود، تلویزیون من‌و‌تو را یکی از بهترین شبکه‌های فارسی‌زبان معرفی کرده و مدعی شده بود: «به نظر می‌آید این تلویزیون می‌تواند سفیر صلح مردم ایران با مردم اسرائیل باشد. تحقق این امر به همکاری رسانههای اسرائیل با منوتو بستگی دارد و البته نباید کارشکنی‌های جمهوری اسلامی را نیز نادیده گرفت.»

اکنون به نظر می‌رسد دولتمردان انگلیسی پیام روزنامه صهیونیستی را دریافته، امکانات و تسهیلات بیشتری برای تلویزیون من و تو فراهم آورده‌اند.

 

ناگفته نماند پیش‌تر نیز یک منبع صهیونیستی از آغاز همکاری رسمی شبکه فارسی‌زبان من‌و‌تو با تلویزیون اسرائیل خبر داده بود.

خبرگزاری "Walla" نگرانی‌های مقامات صهیونیست از تحولات منطقه را علت کلید زدن چنین همکاری اعلام کرد و نوشت: «این همکاری بین کانال 10 اسرائیل و شبکه من و تو در تولید برنامه‌ای که همزمان در هر دو شبکه پخش می شود، صورت می گیرد.»

 

کیوان عباسی (مدیر من‌و‌تو) نیز در مصاحبه با این خبرگزاری صهیونیستی تصریح کرده بود: «بر این باور هستم که مردم اسرائیل بهترین مردم جهان هستند و همین واقعیت مرا واداشت تا در یک تولید مشترک با کانال 10 به توافق برسم.»

با توجه به مطالب مطرح شده در گزارش فوق راجع به منابع تأمین بودجه شبکه من‌و‌تو، پیشنهاد می‌کنیم گزارش شش ماه قبل جام‌نیوز در این زمینه را که با عنوان «لابی‌گری دلال صهیونیست برای شبکه لندنی/ یک حساب سرانگشتی!» منتشر شده بود، بازخوانی بفرمایید. (اینجا)



ارسال توسط سارا

زمانی که مدیریت شبکه لندن نشین من و تو پروژه سمت نو را با انتقال تارا آغداشلو از بی بی سی کلید زد می خواست تا در کسادی برنامه هایش، مخاطبین از دست رفته خود را بازگرداند اما هیچگاه فکر نمی کرد که این برنامه به یکی از منفورترین برنامه های تلویزیونی تبدیل شود.

شاید به جرأت بتوان برنامه سمت نو را یکی از منفورترین برنامه های تلویزیونی دانست. برنامه ای که توسط سه مجری کم آگاه  تلویزیون من و تو اجرا می شود و درباره هر موضوعی اظهار نظر می کند.

اگر کیوان عباسی، مدیر شبکه من و تو می دانست که با موافقت این پروژه به مخالفین و منتقدین تلویزیونش هر روز بیش از پیش اضافه می شود هیچگاه دست به چنین اشتباه بچه گانه ای نمی زد.

هجمه گسترده اعتراض ها نسبت به این برنامه بی محتوا و خسته کننده ای که یک ساعت از کنداکتور تلویزیون من و تو را اشغال کرده است مجریان سمت نو را بر آن داشت تا طی چند جلسه جلوی دوربین بیایند و پاسخگوی نظرهای بینندگان خود باشند.

 

گوشه ای از اعتراض ها به برنامه سمت نو

مجریان سمت نو نه تنها به نظرها احترام نگذاشته بلکه چندین بار اینگونه وانمود کردند که نظرهای مخالفین برایشان اهمیتی ندارد و اصلا آمده اند تا با آن ها مخالفت شود!

منصوره حسینی یکی از مجریان و تهیه کنندگان برنامه سمت نو در فیسبوک خود در پاسخ به اعتراض ها و مخالفت های گسترده ای که با آنان می شود چنین نوشت: « در پاسخ به همه کسانی که معترض اجرا، محتوا، دکور و حتی زمان و ... برنامه شده اند باید بگویم ما همه این اعتراض ها را می بینیم و می دانیم و از آن اطلاع داریم.عده ای که تعداد آنها کم هم نیست موافق برنامه سمت نو نیستند اما در اصل قرار نیست همه چیز طبق میل آنها باشد.»

 

مجری شبکه من و تو که چند باری روی ایر تلویزیون من و تو آمد و با عصبانیت به منتقدین و مخالفان برنامه سمت نو تاخت در ادامه از سرمایه گذاری مدیریت من و تو در برنامه سمت نو پرده برداشت و چنین نوشت: «ماه ها انرژی و وقت و هزینه برنامه ای مثل آکادمی و امکانات شبکه صرف این برنامه نشده که یک عده با چند کامنت بخواهند آن را زیر سوال ببرند.»

 

لینک دانلود فیلم (سرور 1)

لینک دانلود فیلم (سرور 2)

نکته قابل توجه اینست که به گفته منصوره حسینی، مجری تلویزیون من و تو، مدیریت این شبکه پس از تعطیلی آکادمی گوگوش 2014 به دليل افتضاحات اخلاقي تمام هزینه های آن را صرف برنامه سمت نو کرده است  تا نقطه ضعف های قبل خود را برطرف کند و با تمام نیرو به یکی از بهترین برنامه های این شبکه تبدیل شود اما با شکستی بزرگ مواجه گردید.

 در پایان خاطر نشان می شود تجاوز تيام بصير از عوامل من و تو به يکي از دختران برگزيده سال و خودکشي اين خواننده، موضوعي بود که پريسا سحرخيز- مجري جدا شده از من و تو- اقدام به افشاي آن کرد و يک رسوايي بزرگ براي من و تو به ارمغان آورد.

هرچند بعد از افشاي اين عمل قبيح دختري که بعدها خودکشي کرد، با تهديد و تطميع باند من و تو در روبروي دوربين قرار گرفت و اصل ماجرا را به صورت تصنعي تکذيب کرد! اما تجاوز رها اعتمادي گرداننده اصلي برنامه آکادمي و يکي از تصميم‌گيران من و تو، به پسربچه 11ساله افتضاح ديگر آکادمي بود.

گفتنی است آکادمي موسيقي تلويزيون بهايي من و تو که هر ساله در قالب مسابقه خوانندگي برگزار مي‌شد، براي در امان ماندن از نقد مخاطبان و به فراموشي سپردن افتضاحات اخلاقي آن، در سال 2014 برگزار نشد.



ارسال توسط سارا

همان طور که می دانید خبرهای زیادی مبنی بر فساد در بی بی سی فارسی در فضای مجازی منتشر شده به گونه ای که نام بی بی سی با فساد اخلاقی عجین شده است.

مدیران و مسئولان این شبکه در ابتدا خبرهای منتشر شده در این زمینه را غیر واقعی خوانده و آن را تکذیب می کردند اما با منتشر شدن اسناد فراوان مبنی بر فساد در بدنه این شبکه در نهایت مجبور به سکوت در این زمینه شدند.

نکته بسیار مهم اینکه اگر چه فساد اخلاقی یکی از مسائلی است که توجه مخاطبان  بی بی سی را به خود جلب کرده اما نحوه برخورد مسئولان بی بی سی با این معضل جالب توجه است.

مواضع مسئولان بی بی سی در مواجهه با فساد اخلاقی کارمندان خود در مقاطع مختلف:

1.ابتدا انکار و تکذیب مطالب منتشر شده

2. سکوت و بی توجهی یا فراکنی
3. 
جابجایی موقت شخص فاسد برای منحرف کردن ذهن مخاطبان و کاهش فشارها علیه شبکه

همان طور که می دانید گزینه سوم یعنی جابجایی موقت زمانی صورت می پذیرد که مدیران بی بی سی نتوانند با گزینه اول و دوم صورت مسئله را پاک کنند به همین دلیل ناچار به سراغ گزینه سوم می روند البته باید توجه داشت گزینه سوم نیز به صورت موقتی انجام می شود و بعد از مدتی که آب ها از آسیاب افتاد شخص کنار گذاشته شده دوباره به صحنه اجرا باز می گردد.

نمونه آن پونه قدوسی است که بعد از رسانه ای شدن تجاوز صادق صبا به وی از برنامه نوبت شما کنار گذاشته شد اما بعد از گذشت کمتر از 6 ماه دوباره به صحنه اجرا باز گردانده شد ولی این بار برای اینکه ذهنیت قبلی مخاطبان از بین برود وی در بخش خبری بی بی سی مشغول به فعالیت شد.

نمونه دیگر سیاوش اردلان است که بعد از انتشار رابطه غیر اخلاقی او  با پونه قدوسی از برنامه نوبت شما خداحافظی کرد اما بعد از مدتی به عنوان گزارشگر و بعد از آن با برنامه کراوات دوباره به تلویزیون فارسی بی بی سی بازگشت.

نمونه دیگر نگین شیر آقایی است که بعد از افشای سند همجنس گرایی وی در رسانه ها، مدیریت بی بی سی به صورت موقتی او را از بخش خبری تلویزیون بی بی سی به بخش رادیو منتقل کردند اما بعد از گذشت چند ماه که آب ها از آسیاب افتاد دوباره به تلویزیون بی بی سی بازگشت.

حال مخاطبان از خود می پرسند چرا مسئولان بی بی سی با این معضل برخورد جدی نمی کنند؟

در پاسخ باید گفت اولا اعمال خلاف عفت و  ضد اخلاقی که از مجریان و مدیران این شبکه به وفور دیده می شود برای ما اشاعه فحشاست ولی برای مجریان و مدیران این شبکه امری کاملا طبیعی است و جزء روابط عادی آنها به شمار می رود.

دوما زمانی باید از مسئولان بی بی سی انتظار برخورد با فساد اخلاقی کارمندان شان را داشت که یکی از وظایف اصلی آنها اشاعه فحشا و بی بندوباری نباشد.

بر همگان پنهان نیست یکی از مسائلی که توسط شبکه بی بی سی در طول سالهای گذشته ترویج  شده بحث روابط آزاد و نا مشروع و ضد اخلاقی است. یعنی در واقع یکی از وظایف این شبکه ترویج اینگونه مسائل بوده و هست.

حال باید پرسید علت اینکه مدیران بی بی سی هر از گاهی به ظاهر، فحشا و روابط نامتعارف جنسی مجریان و کارمندان خود را انکار کرده و یا آنها را سیاه نمایی علیه این شبکه قلمداد می کنند چیست؟

باید گفت این یک امر طبیعی است زیرا آنها خوب می دانند اگر چه اینگونه روابط برای مجریان این شبکه امری طبیعی است اما برای مردم ایران که مخاطب اصلی آنها هستند امری غیر اخلاقی و غیر انسانی است به همین منظور آنها سعی می کنند ذهن افکار عمومی را از این معضل که از قضا موجب ریزش مخاطب بی بی سی می شود منحرف کنند.

نحوه برخورد مدیران بی بی سی با این معضل نشان می دهد آنها نه تنها به دنبال برخورد با کارمندان خاطی و مفسد خود نیستند که آنها را تشویق به اینگونه روابط نامتعارف اخلاقی می کنند.

دلیل آن هم عدم حذف مجریان فاسد و همچنین انتشار بیش از پیش تصاویر غیر اخلاقی این مجریان در فضای مجازی بعد از افشاگری های بیش از پیش است.

در پایان توجه  شما را به چند تصویر از روابط غیر اخلاقی یکی از مجریان بی بی سی جلب می نمایم.












































برچسب‌ها: فحشا در بی بی سی, پونه قدوسی, روابط نامتعارف جنسی در بی بی سی

ارسال توسط سارا
چندی پیش تلویزیونی در لندن با نام "ایران فردا" به مدیریت "علیرضا نوری زاده" آغاز به کار کرد. قبل از آغاز به کار رسمی این تلویزیون زمزمه هایی از دوستان و همکاران نوری زاده مبنی بر وابستگی تلویزیون "ایران فردا" به عربستان سعودی مطرح شد.

با شروع به کار این تلویزیون لندنی شایعه ها قوت گرفت و همکاران سابق "نوری زاده" دست به افشاگری زده و اسناد و مدارکی مبنی بر وابستگی این تلویزیون به آل سعود را منتشر ساختند.

در کنار آن خانم منتهی الرمحی مجری شبکه العربیه نیز در وب سایت شخصی خود مهر تاییدی بر وابسته بودن شبکه ایران فردا به آل سعود زد.

خوش خدمتی "علیرضا نوری زاده" برای عربستان سعودی صدای "شهرام همایون" یکی از مجریان سلطنت طلب را نیز در آورد. "همایون" در چند برنامه به افشاگری علیه "نوری زاده" پرداخت و از پشت پرده شبکه "ایران فردا" خبر داد و وی را یکی از مهره های کوچک پازل عربستان سعودی عنوان کرد.

بنا به گفته "همایون"، عربستان سعودی و برخی از عناصر داخلی جمهوری اسلامی پروژه مشترکی را طرح ریزی کرده اند که هدف اصلی آن تاثیر گذاری در انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه است. همایون در ادامه افشاگری های خود از این مطلب پرده برداشت که "ایران فردا" نیز ابزار رسانه ای همین پروژه است.

پیش از این اسناد غیر قابل انکاری مبنی بر وابستگی این شبکه به عربستان منتشر شده است که جای انکار برای دست اندرکاران این شبکه سعودی نگذاشته است. در تازه ترین اقدام عوامل این شبکه به اقرار و اعتراف پرداخته و با فرافکنی سعی می کنند مساله مشترک رسانه های اپوزیسیون را انتخابات ریاست جمهوری معرفی کنند و وابستگی مالی و سیاسی خود به بیگانگان را تحت الشعاع قرار دهند.

  "جمشید چالنگی" مجری برنامه تفسیر خبر شبکه ایران فردا که از دوستان قدیمی نوری زاده است در وب سایت خود چنین نوشت: «اداره و مدیریت یک رسانه تصویری هزینه هنگفتی دارد که از عهده فردی که عمر خود را در عرصه روزنامه نگاری گذرانده است برنمی آید. طبیعی است برای تامین مخارج یک تلویزیون به حمایت های مالی نیاز است. تلویزیون ایران فردا نیز از این قاعده مستثنی نیست و از حمایت های مالی استفاده می کند و در تامین مخارج خود مستقل نیست. اما سیاست های شبکه را کسی بر ما تحمیل نکرده است و دست ما در طرح مطالب و اینکه به چه موضوعاتی بپردازیم باز است.

باید در این خصوص از دوستانی که در این زمینه ما را همراهی کرده اند خصوصا جناب عبدالرحمن راشد مسئول محترم شبکه العربیه کمال تشکر و سپاسگذاری را داشته باشم، اگر کمک های بی شائبه وی و حمایت های بی دریغ وی نبود شاید تلویزیون ایران فردا شکل نمی گرفت. امیدواریم بتوانیم پاسخ شایسته ای به این همه مهر و محبت بدهیم.»


برچسب‌ها: علیرضا نوری زاده, شبکه العربیه, عربستان سعودی, جمشید چالنگی, شهرام همایون

ارسال توسط سارا

چند روز بعد از انتشار مطلبی مبنی بر حمایت مهدی فلاحتی، مجری صدای آمریکا از کاندیداتوری سید محمد خاتمی، مهدی فلاحتی در برنامه "صفحه آخر"، از موضعش عقب نشینی کرد و مدعی شد وبلاگ فوق کپی وبلاگ اصلی وی است و او از هیچ یک از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری حمایت نکرده و نخواهد کرد.

جریان چیست و چه اتفاقی افتاده؟

آیا واقعا وب شخصی آقای فلاحتی کپی برداری بوده یا جریان چیز دیگری است؟

اگر وب مورد نظر واقعی است چرا آقای فلاحتی به فاصله چند روز موضع خود را عوض کرد؟

و ....

پاسخ این سوال ها را می توانید در ادامه بخوانید.

چند روز پیش آقای جمشید چالنگی در وب سایت رسمی اش مطلبی را با عنوان تغییر در مدیریت صدای آمریکا نوشت و در آن از برکناری ستاره درخشش و جایگزینی احمد رضا بهارلو یکی از اخراجیان سابق صدای آمریکا خبر داد.

وی در خصوص تغییرات چند ماهه اخیر صدای آمریکا چنین گفت:

متاسفانه تغییرات انجام شده در 3 سال گذشته صدای آمریکا، هیچ نقطه قوت و مثبتی را به این شبکه اضافه نکرده و بیش از پیش موجب دلزدگی و در نتیجه ریزش مخاطب شده است. نمونه آخر این تغییر معرفی خانم ستاره درخشش به عنوان مسئول بخش فارسی بود که داد همه دلسوزان صدای آمریکا را درآورد. که البته موجب استعفا یا اخراج بخشی از دوستان و همکاران نیز شد.

خانم ستاره درخشش با مدیریت ضعیف خود صدای آمریکا را به یکی از ضعیف ترین تلویزیون های فارسی بدل کرد، به همین منظور بعد از گذشت چند ماه آن هم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران که حساس ترین مسئله در ایران خواهد بود بلاخره مسئولین ارشد voa تصمیم گرفتند به اصلاحاتی در کادر مدیریتی فعلی دست بزنند تا بتوانند یک رسانه قدرتمند برای زمان انتخابات داشته باشند.

جمشید چالنگی همچنین در خصوص برکناری ستاره درخشش و جایگزینی احمد رضا بهارلو گفت:

خانم ستاره درخشش و تیم وابسته به وی در ماه های آینده البته به مرور از مدیریت تلویزیون فارسی صدای آمریکا برکنار و به جای آن آقای احمد رضا بهارلو جایگزین خواهد شد. آقای بهارلو در روزهای پیش رو وظیفه بسیار سنگینی به عهده خواهد داشت. زیرا هم باید جور ضعف و کم کاری تیم قبلی را جبران کند و هم تیمش را برای انتخابات ریاست جمهوری ایران آماده کند.

به نظر من تازه حق به حقدار رسید و کار به کاردان سپرده شد. همه می دانند احمد تنها کسی است که می تواند صدای آمریکا را که توسط مدیریت سابق به مرگ مغزی دچار شده احیا کند.

آقای چالنگی در ادامه در مورد جابجایی غیر رسمی احمد رضا بهارلو به جای ستاره درخشش از مسئولین صدای آمریکا گلایه کرده و گفت:

چه خوب بود این کار به صورت علنی اتفاق می افتاد نه به صورت غیر رسمی. به نظر من این بهانه که تغییرات در صدای آمریکا مردم را خسته کرده بهانه خوبی نیست.

آن چیزی که بیش از پیش موجب دلزدگی مخاطبان صدای آمریکا شده تغییرات غیر اصولی و به ناحق است و الا اگر مسئولین صدای آمریکا از همان ابتدا به حرف مخاطبان گوش می دادند و احمد را جایگزین می کردند صدای آمریکا در این جایگاه نبود.

این جابجایی پس فردا یعنی چهارشنبه 25 آوریل در برنامه افق کلید خواهد خورد. قرار است احمد عزیز در این برنامه بعد از مدتها جلوی دوربین قرار بگیرد.

امیدوارم که مسئولین صدای آمریکا به این نتیجه برسند که معرفی احمد به صورت علنی اتفاق بیفتد  و خانم درخشش در ظاهر نیز از مسئولیتش برکنار شود.

احمد در هفته های آینده مسئولیت رادیو و البته بخش فارسی تلویزیون صدای آمریکا را بر عهده خواهد گرفت.

برای او آرزوی موفقیت می کنم و این تغییر را به فال نیک می گیرم.

اما ربط این جابجایی و تغییرها به برگشتن مهدی فلاحتی از موضع خود چیست؟

پاسخ این است که طیف اخراجی صدای آمریکا، خود را اپوزیسیون برانداز و ستاره درخشش و تیمش را عضو به اصطلاح اپوزیسیون جا انداز می دانند به همین دلیل طی ماههای گذشته شاهد درگیری های لفظی میان این دو گروه بودیم.

این درگیری ها تا آن جایی پیش رفت که موجب استعفا و اخراج برخی از کارمندان صدای آمریکا گردید.

تفصیل این درگیری ها را می توان در وب سایت رسمی امیر عباس فخر آور یکی از طرفداران احمد رضا بهارلو مشاهده نمود.

بعد از روی کار آمدن ستاره درخشش به عنوان مسئول بخش فارسی صدای آمریکا، آزادی های نسبتا بیشتری به مجریان و عوامل این شبکه داده شد. نمونه آن اجازه مصاحبه با برخی جریان های داخلی و حتی شخصیت های مذهبی بود.

نمونه دیگر  آن، اجازه و آزادی عمل به مجریان و دست اندرکاران صدای آمریکا در حمایت از جریان ها و شخصیت های سیاسی داخلی ایران بود که تا آن زمان کم سابقه و یا بی سابقه به شمار می رفت.

از همین رو از زمان حضور ستاره درخشش شاهد اظهار نظرهای شخصی برخی مجریان این شبکه در فضای مجازی بودیم.

یکی از این اظهار نظرها حمایت مهدی فلاحتی از کاندیداتوری سید محمد خاتمی است.

اما بعد از مدتی مسئولین صدای آمریکا به این نکته رسیدند که ستاره درخشش توانایی مدیریت بخش فارسی را نداشته در نتیجه تصمیم به جابجایی وی گرفتند. از قضا شخص جایگزین ستاره درخشش، یکی از اخراجی های سابق صدای آمریکا، احمد رضا بهارلو از اپوزیسیون برانداز بود.

تحولاتی که موجب خوشحالی طیف اخراجی و البته به هم ریختگی تیم ستاره درخشش شد.

این خوشحالی را در صحبت های جمشید چالنگی که در وب سایت رسمی اش بیان کرده می توان دید.

اما اولین ثمره تغییرات این بود که مجریان و دست اندرکاران فعلی صدای آمریکا که طی ماه ها و به خصوص هفته های اخیر مواضع مختلفی را در خصوص جریان های سیاسی داخلی ایران گرفته بودند از مواضع خود عقب نشینی کرده و یا از اساس آن مواضع را انکار کردند. نمونه آن حمایت مهدی فلاحتی از سید محمد خاتمی است که در تاریخ یکشنبه 21 آوریل 2013 اتفاق افتاد.

دقیقا یک روز بعد یعنی دوشنبه 22 آوریل 2013 جمشید چالنگی در وب سایت رسمی خود از جایگزینی احمد رضا بهارلو به جای ستاره درخشش خبر داد.

و در چهارشنبه 24 آوریل، احمد رضا بهارلو به عنوان کارشناس در برنامه افق دعوت شد تا مقدمه ای برای حضور موثرتر وی در صدای آمریکا باشد.

جمعه همین هفته 26 آوریل مهدی فلاحتی در برنامه صحفه آخر از ترس برخوردهای احتمالی احمد رضا بهارلو و تیم وابسته به وی، از موضع خود عقب نشینی کرد و موضع گرفته شده اش را از اساس منکر و مدعی شد وب سایتی که این مطلب را مطرح نموده متعلق به وی نیست و او به هیچ عنوان از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری حمایت نکرده و نخواهد کرد.

چند نکته در مورد تغییر موضع سراسیمه مهدی فلاحتی:

1.  با کمترین دقت در مطالب وب سایت مهدی فلاحتی می توان متوجه شد این وب از سال 2010 در حال فعالیت است. حال سئوال اینجاست اگر وب سایت مورد نظر، جعلی و به قول آقای فلاحتی کپی برداری است چرا آقای فلاحتی تا کنون منکر وب سایت مورد نظر نشده است؟

2.   چرا این تغییر موضع دقیقا همزمان با ورود آقای احمد رضا بهارلو به صدای آمریکا اتفاق افتاد؟

3.  اگر احمد رضا بهارلو جایگزین ستاره درخشش نمی شد، بازهم آقای فلاحتی منکر وب سایت رسمی خود می شد؟

4.   اما در مورد اینکه چرا مهدی فلاحتی وب سایت رسمی خود را از اساس منکر شد باید گفت: مهدی فلاحتی از قدیم دارای دو وب سایت است یکی از آنها وب سایت هنری و دیگری وب سایتی است که وب نوشته های شخصی اش را در آن می نویسد. اما از آن جایی که موضع گرفته شده توسط وی در رسانه های داخلی و خارجی منتشر شد امکان تکذیب آن وجود نداشت به همین دلیل تنها راه موجود برای وی، انکار وب سایتی بود که وب نوشته های شخصی اش را در آن منتشر می کرد.  


برچسب‌ها: مهدی فلاحتی, احمد رضا بهارلو, جمشید چالنگی, ستاره درخشش, صدای آمریکا

ارسال توسط سارا
آخرين مطالب

اسلايدر